ندارد. آشكارترين جنبهٴ توجه به حشرات غير از صنعت نوغان، علاقهٴ خارقالعادهشان به جيرجيركهاست. آنان خيلي زود اقسام مختلف حشرات آوازخوان را تميز دادند و نگهداري و تربيت اين موسيقيدانان خوب را آموختند. همچنين ورزش جيرجيركپراني را به وجود آوردند، كه موجب افزايش ارزش حيواناتشان ميشد. بدين ترتيب، تعدادي آثار مربوط به جيرجيركها به وجود آمد كه رسالهٴ چپيا (تسئو چيه چينگ) نخستين آنها بود.
خلاصه
در اين خلاصه، آثار دايرةالمعارفي و آثاري را كه صرفاً جنبهٴ ادبي داشته است منظور نخواهيم كرد. بهتر است بهخاطر داشته باشيم كه آن آثار وجود داشتهاند ولي لزومي ندارد كه دائم آنها را پشت سر خود بكشيم.
بهتر است از مواليد سهگانهٴ طبيعي (جمادات، گياهان و حيوانات) به ترتيب بحث كنيم.
برخي پيشرفتها در زمينهٴ زمينشناسي را مديون مايكل اسكات، ترجمهٴ آلفرد سارشلي از بخش كيميا در شفاي ابن سينا و دايرةالمعارف آيينهٴ شاهي هستيم. جواهرنامههاي هارپستراينگ و تيفاشي داراي اهميت ناچيزي بود.
در زمينهٴ گياهشناسي و مزرعهداري، رسالهٴ والتر هنلي از تأليفات موٴثر بود، همچنين ميتوان از رسالهٴ
قارچها تأليف چئنجن ـ يو و از كارهاي چشمگير مسلمانان ياد كرد. در اين عصر، دستكم چهار گياهشناس بزرگ مسلمان ميزيستند: عبداللطيف بغدادي، ابن صوري، ابوالعباس نباتي، و ابن بيطار.
در زمينهٴ جانورشناسي بيشك برجستهترين اثر رسالهٴ بازداري فردريك بود، كه نه فقط بهترين رسالهٴ جانورشناسي آن عصر، بلكه از بهترين آثار قرون وسطا در اين زمينه بود.
نمايشگاههاي جانوري سيار فردريك بيشك از درسهاي عملي جالب براي مردمي بوده است كه به تماشاي آنها ميشتافتند. آشنايي مغربزمين با جانورشناسي ارسطو، كه بيشتر از طريق ترجمهٴ مايكل اسكات (پيش از 1220)، صورت گرفت، چندان اهميت كمتري نداشت.
آيينهٴ شاهي اطلاعات جانورشناسي دست اولي عرضه كرد؛ ولي بدبختانه اين اثر در خارج از اسكانديناوي ناشناس ماند. بالاخره به دانش شگفتانگيز جيرجيركشناسي ميرسيم كه چياسسو ـ تائو توصيف كرد.
طبيعيدانان ممتاز ده تن بودند: سه تن از مغربزمين، فردريك دوم، مايكل اسكات، و والتر هنلي؛ سپس چهار مسلمان و همه گياهشناس، عبداللطيف، ابن صوري، ابوالعباس، ابن بيطار؛ بالاخره دو چيني، چئنجن ـ يو و چياسسو ـ تائو موٴلفان آثار مربوط به قارچها و جيرجيركها.
يك تن انگليسي كتاب تازهاي در باب مزرعهداري به زبان فرانسه نوشت؛ مسلمانان